فیرون
لغت نامه دهخدا
فیرون. ( ص ) آن ستاره ها که رفتنشان مفسد باشد. ( اسدی ). فرارون. ( فرهنگ فارسی معین ):
همت تیز و بلند تو بدانجای رسید
که ثَری ̍ گشت مر او را فلک فیرونا.خسروانی.حسودت در ید بهرام فیرون
نظر زی تو ز برجیس فرارون.دقیقی.رجوع به فرارون شود.
فرهنگ عمید
= فرارون
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه یا آنچه پیش می رود مترقی ۲ - راست درست درستکار ۳ - خوب نیک ۴ - سعد مقابل فیرون: حسودت درید بهرام فیرون نظر زی تو ز برجیس فرارون. ( دقیقی )
جمله سازی با فیرون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آوریل ۲۰۲۱، فیلمبرداری اصلی با پیوستن گای پیرس، مونیکا بلوچی، هارولد تورس، تاج اتوال و ری فیرون در بلغارستان آغاز شد.