لغت نامه دهخدا
فلک مدار. [ ف َ ل َ م َ ] ( ص مرکب ) فلک محل. فلک سیر. فلک پیما: دربار فلک مدار. ( یادداشت مؤلف ).
فلک مدار. [ ف َ ل َ م َ ] ( ص مرکب ) فلک محل. فلک سیر. فلک پیما: دربار فلک مدار. ( یادداشت مؤلف ).
فلک محل فلک سیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گمان شهد ز خوان فلک مدار نشاط که کاسه کاسه چشیدند و سرنگون کردند
💡 در آن زمانه مدار و معاشم از دل بود که روزگار معاش و فلک مدار نداشت
💡 همیشه تا که فلک گرد خاک می گردد همیشه تا که قمر بر فلک مدار کند
💡 رود به حکم وی اندر فلک مدار و مسیر وزد به امر وی اندر هوا جنوب و شمال
💡 تا چرخ و فلک مدار بنیاد نهاد از مادر ارکان پسری چون تو نزاد
💡 فرشته نیستکه بر آسمانگشاید بال ستاره نیست که گرد فلک مدار کند