فلک رای
مترادفها
گردش روزگار، چرخ
لغت نامه دهخدا
فلک رای. [ ف َ ل َ ] ( ص مرکب ) آنکه اندیشه و رایش به بلندی فلک است. بلندفکر. بلنداندیشه. ( یادداشت مؤلف ). آنکه تدبیرش همسان تدبیر آسمان است. ( فرهنگ فارسی معین ).
جمله سازی با فلک رای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای ز بر و زیر سر و پای تو زیر و زبرتر ز فلک رای تو
💡 ناصردین شاه یل مفخر شمس و زحل آن که ز روز ازل رای فلک رای اوست
💡 حکم ترا مطیع بود روز و شب فلک رای ترا نماز برد سال و مه صواب
💡 دو نایبند فلک رای و آفتاب هنر دو چاکرند فزونی تن و بزرگی جان
💡 بر فلک رای تو مدار مدارج بی فلک از رای تو معان معانی