فلنگ

لغت نامه دهخدا

فلنگ. [ ف َ ل َ ]( اِ ) به معنی تیر بدخشانی است، و ظاهراً مصحف فیلک است. ( از یادداشتهای مؤلف ). بیلک. پیلک:
به کوه برشد و اندر نهاله گه بنشست
فلنگ پیش به زه کرد همچو چرخ به چنگ.فرخی.

فرهنگ معین

(فِ لِ ) (اِ. ) ۱ - پالهنگ. ۲ - کفش. ۳ - (عا. ) فرار.

فرهنگ فارسی

یا فلنگ را بستن ( اسم ) فرار کردن.

ویکی واژه

پالهنگ.
کفش.
فرار.

جمله سازی با فلنگ

💡 از فیلم‌های معروف او می‌توان به بازی در فیلم مأموریت غیرممکن ۵، پیرمرد صدساله‌ای که فلنگ را بست و ناپدید شد و دزدها اشاره کرد.

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است، می‌توان به پیرمرد صدساله‌ای که فلنگ را بست و ناپدید شد، در جستجوی آزادی، لژیونر، وحی، زندگی و مرگ پیتر سلرز، خانم هندرسون تقدیم می‌کند، مرد دیگر، دکتر هو، پوآرو، مأموران مخفی، مرغ مگس، ناگفته‌های دراکولا، آدم‌کش آمریکایی، قتل در قطار سریع‌السیر شرق، مرد عنکبوتی: دور از خانه، در عشق و جنگ و کریستف کلمب: اکتشاف اشاره کرد.

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
یوخ یعنی چه؟
یوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز