فسون خوانده
لغت نامه دهخدا
فسون خوانده. [ ف ُ خوا / خادَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آنکه افسون را آموخته و درس افسونگری خوانده. به کنایت مجرب. آزموده:
گفت ناردبها بهانه مگیر
به افسون خوانده ای فسانه مگیر.نظامی.
فرهنگ فارسی
آن که افسون را آموخته و درس افسونگری خوانده. به کنایت مجرب.
جمله سازی با فسون خوانده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دیوانه شده عقل در آن دم که به شوخی لعل تو فسون خوانده و خط تو دمیده
💡 چه فسون خوانده ای سرو که بر دیده ما فعل خار آید از آن رخ که به از یاسمن است
💡 آسمان بر سرم فسون خوانده من معلق چو آسمان مانده