فریاد کشیدن

لغت نامه دهخدا

فریاد کشیدن. [ ف َرْ ک َ / ک ِ دَ ]( مص مرکب ) فریاد کردن. فریاد برآوردن. فریاد زدن.

فرهنگ فارسی

فریاد کردن. فریاد بر آوردن

جمله سازی با فریاد کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این ترانه توسط چستر بنینگتون و مایک شینودا خواننده و رپر لینکین پارک خوانده و اجرا شده‌است. سرعت خواندن چستر در نسخه آلبومی این ترانه از قبل بیشتر بود و جیغ و فریاد کشیدن او ترانه را خاص کرده‌است.

💡 در عصر یکی از روزها، هنگامی که در حال بازگشت از ماهیگری بود، تعدادی بچه خشن و بی‌ادب که در حال فریاد کشیدن و خنده بودند، نظر او را جلب کردند. وقتی نزدیکتر شد، بچه‌ها را دید که در حال شکنجه لاک‌پشت کوچکی هستند. اوراشیما که تحمل دیدن چنین صحنهٔ آزاردهنده‌ای را نداشت، پس دخالت نمود. اوراشیما به بچه‌ها گفت: اگر این لاک‌پشت را به من بدهید، من هم به شما تمام پولی را که از شکار امروز بدست آوردم خواهم داد. بچه‌ها که گرفتن پول و خرید آب‌نبات را به آزار رساندن به موجودی بی‌گناه ترجیح می‌دادند، پیشنهاد او را قبول کردند. در نهایت اوراشیما لاک‌پشت را نجات داد و به دریا بازگرداند.

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز