فرشته زاده

مترادف‌ها

قدسی، ملکوتی، پاک

لغت نامه دهخدا

فرشته زاده. [ ف ِ رِ ت َ / ت ِ دَ / دِ ]( اِخ ) نام یکی از پیروان فضل اﷲ حروفی و از فرقه بکتاشیه است که کتابهای ضاله خود را به نام جاویدان انتشار میدادند. فرشته زاده جاویدانی به نام عشق نامه دارد. رجوع به ج 3 از تاریخ ادبی ادوارد براون، از سعدی تا جامی، ترجمه علی اصغر حکمت ص 401 و 509 شود.

فرهنگ فارسی

نام یکی از پیروان فضل الله حروفی و از فرقه بکتاشیه است.

جمله سازی با فرشته زاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آخر چرا متابعت دیو می کنی دیو ای فرشته زاده نگویی کهای تست

💡 در آن داستان‌های قدیمی و جادویی، همیشه از قهرمانانی با چهره‌ای فرشته زاده و قلبی بسیار پاک یاد می‌شود که برای نجات مردم از سختی‌ها می‌جنگند.

💡 او با آن رفتارهای بسیار مهربانانه و چهره‌ای که گویی فرشته زاده بود، توانست آرامش را به دل تمام کسانی که با او ملاقات می‌کردند، ببخشد.

💡 شاعر در توصیف زیبایی معشوق، از واژه فرشته زاده استفاده کرد تا نشان دهد که او فراتر از زیبایی‌های معمولی و زمینی، دارای شکوهی آسمانی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران