یک جانب

لغت نامه دهخدا

یک جانب. [ ی َ / ی ِ ن ِ ] ( ص مرکب ) یک طرف. || رفیق. متحد. همراه. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

یک طرف رفیق

جمله سازی با یک جانب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نقاب دولت بیدار، خواب سنگین است به زور گریه به یک جانب این نقاب انداز

💡 و گفت: چگونه نترسد بنده که او را نفس از یک جانب و شیطان از یک جانب و او در میانه عاجز.

💡 محمدعلی میرزا در هیجدهم ذیحجه قریب به شهر زور لشکرگاه کرد و محمدآقای کهیا و محمودپاشا در یاسین‌تپه که از سه جانب با آب پیوسته و از یک جانب با خلاب (لجن‌زار، باتلاق)، سنگری راست کرده بنشست و ۱۵ عدد توپ در پیش سنگر بداشتند.

💡 یک طرف بانگ حدی یک جانب آواز درای از گران جانی بود آن را که ماند دل به جای

💡 مگر افتاد یک جانب نقاب از چهره لیلی؟ که جای گردباد از این بیابان دود می خیزد

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز