کالسکه رو
لغت نامه دهخدا
کالسکه رو. [ ل ِ ک َ / ک ِ رَ / رُو ] ( ص مرکب ) راه و جاده ای که قابل عبور برای کالسکه باشد.
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) جاده ای که کالسکه از آن عبور تواند کرد.
ره و جاده ایکه قابل عبور برای کالسکه باشد
جمله سازی با کالسکه رو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در سال ۱۲۹۲ ه.ق به دستور ناصرالدین شاه را ه مستحکم بارفروش و ساری و راه کالسکه رو با پلهای مستحکم بین آمل و بارفروش ساخته شد؛ و علیرضاخان عضدالملک در مدت حکمرانی خود در زمان غلامعلیخان نظام السلطان نوری ۱۳۲۶ ه.ق حاکم مازندران، برای تشکیل انجمن ولایتی، از مجلس شورای ملی که به وی تلگراف شد
💡 خیابان شهناز در آن سالها کوچه باغی باریک و کالسکه رو بود که در روند پهنسازی و آسفالت نمودن آن نمای باختری (شرقی) بیمارستان که بـَرِ خیابان شهناز بود درون خیابان افتاد و به دستور شهرداری ویران شد. سپس ساختمان نویی به جای آن ساختند و دو بخش مردان و زنان را به هم پیوستند که امروزه در میان آن دو درب اصلی و راهروی ورودی بیمارستان ساخته شدهاست. سوی دیگر خیابان عباسآباد زایشگاهی بود که بعدها بخش درمان کچلی با رادیوتراپی به آن افزوده شد و زایشگاه به بیمارستان آورده شد.