لغت نامه دهخدا
چراغ خاموش. [ چ َ / چ ِ غ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) از صفات چراغ. چراغ مضطرب و بسمل و مرده و کشته و افسرده. ( آنندراج ). رجوع به چراغ مرده شود.
چراغ خاموش. [ چ َ / چ ِ غ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) از صفات چراغ. چراغ مضطرب و بسمل و مرده و کشته و افسرده. ( آنندراج ). رجوع به چراغ مرده شود.
از صفات چراغ ٠چراغ مضطرب و بسمل و مرده و کشته و افسرده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در خاک تیره بوده است هنگامهٔ تعین از یک چراغ خاموش صد انجمن عیانیم
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان ماسک سیاه ۲: شهر ماسکها، ببر جوان، هنگامی که چراغ خاموش میشود و..... را نام برد.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشتهاست میتوان به دلاوران، کاراگاه دی:راز شبح آتشین، اژدهای دوقلو، بدو، ببر، بدو، همه نشانههای اشتباه برای راه حل مناسب، هنگامی که چراغ خاموش میشود، ماسک سیاه، تماس کامل، آتشی در شهر، مأموریت دیوانهها و مأموریت دیوانهها ۲ اشاره نمود.
💡 از فیلمهایی که در آن به عنوان بازیگر نقش داشته میتوان به هنگامی که چراغ خاموش میشود اشاره کرد.