لغت نامه دهخدا
یک تخته. [ ی َ / ی ِ ت َ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) یک تخت. یک دست. || ( ص مرکب ) یک پارچه. یک تکه: روی این لحاف یک تخته است.
یک تخته. [ ی َ / ی ِ ت َ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) یک تخت. یک دست. || ( ص مرکب ) یک پارچه. یک تکه: روی این لحاف یک تخته است.
یک تخت یک دست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اکتبر ۲۰۱۵، آلفاگو -اولین برنامهٔ رایانهای گو بود که با غلبه بر بازیکنهای حرفهای بازی گو بدون دادن آوانس روی یک تخته کامل در سایز ۱۹*۱۹انجام شد.
💡 تختهرنگ در معنای اصلی آن سطح صاف و سختیاست که در آن نقاش رنگها را میچیند و ترکیب میکند. یک تخته رنگ معمولاً از چوب، پلاستیک، سرامیک یا از مواد دیگر سخت درست میشود که میتواند در اندازه و شکل تفاوت زیادی داشته باشد.
💡 تختهسیاه اینشتین یک تخته سیاه است که آلبرت اینشتین در ۱۶ مارس سال ۱۹۳۱ در طول سخنرانی خود، زمانی که در حال بازدید از دانشگاه آکسفورد در انگلستان بودهاست، از آن استفاده کردهاست. این تخته سیاه یکی از نمادینترین اشیاء در کلکسیون موزه تاریخ علوم در آکسفورد میباشد.
💡 نوعاً آبسری با یک آب عمیق آغاز میگردد، در حالی که اسکی باز به سمت پائین خم شده. اسکی باز میتواند همچنین برای شروع از یک سطح خشک در روی ساحل یا یک تخته آغاز نماید، این نوع از شروع تنها برای ورزشکاران حرفهای
💡 بلاکاس کلاسیک بر روی یک تخته مربعی شکل با ۲۰ سطر و ۲۰ ستون (در مجموع ۴۰۰ مربع) انجام میشود. جمعاً ۸۴ قطعهٔ بازی به صورت ۲۱ شکل در ۴ رنگ آبی، زرد، قرمز و زرد وجود دارند.
💡 آموزگاران از تبلتها برای ارائهٔ اطلاعات مانند ارائه بر روی یک تخته سیاه (نوشتن متن و ترسیم و ایجاد تصاویر) استفاده میکنند یا برچسبها و حاشیه نویسیها را با ارائهٔ خود ترکیب میکنند.