چرخ اثیر
لغت نامه دهخدا
چرخ اثیر. [ چ َ خ ِاَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کره آتش. ( ناظم الاطباء ). کره ناری. ( شرفنامه منیری ). || فلک ماه. ( ناظم الاطباء ). کره ماه. چرخ اخضر:
بچاه اندرون بودم آنروز من
برآوردم ایزد بچرخ اثیر.ناصرخسرو.رجوع به چرخ اخضر شود.
فرهنگ فارسی
کره آتش ٠ کره ناری ٠ یا فلک ماه ٠
جمله سازی با چرخ اثیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چیست دانی به زیر چرخ اثیر حکمت اندر وجود شاه و امیر
💡 که نازد به دوران چرخ اثیر به کلک جوان تو، ناهید پیر
💡 تا بود مرکز مهر فلکی چرخ اثیر تا کند مطربی عالم علوی ناهید
💡 جواب داد که این دولت جهانآرای زیادت است ز چرخ اثیر در تأثیر
💡 چسان نماز که از کربلا به چرخ اثیر بلند بود ز تکبیر خصم غرش تیر
💡 یک شَرر ز آتش خشم تو اگر چرخ اثیر پیش این گنبد گردنده اخضر گیرد