چرخ اخضر

لغت نامه دهخدا

چرخ اخضر.[ چ َ خ ِ اَ ض َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) فلک ماه. ( ناظم الاطباء ). کره ماه. چرخ اثیر. || چرخ. کنایه از آسمان و سپهر و فلک و فلک اول:
همی تا جهانست و این چرخ اخضر
بگردد همی گرد این گوی اغبر.ناصرخسرو.ناصر غلام و چاکر آنکس که این بگفت
جان و خرد رونده بر این چرخ اخضرند.ناصرخسرو.بدانش گرای ای برادر که دانش
ترا برگذارد از این چرخ اخضر.ناصرخسرو.ای قادری که هست بتقدیر حکم تو
گردنده چرخ اخضر و تابنده مهر و ماه.سوزنی.خوی شاهان در رعیت جا کند
چرخ اخضر خاک را خضرا کند.مولوی.

فرهنگ فارسی

فلک ماه ٠ یا چرخ

جمله سازی با چرخ اخضر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وز کف و دود هیولا از پس بگداختن چرخ اخضر بر فراز ارض اغبر داشتند

💡 مرصع چون قبای چرخ اخضر چو تاج چرخ تاجی نیز بر سر

💡 چو سام نریمان به خاور رسید سراپرده بر چرخ اخضر کشید

💡 عافیت زیر چرخ اخضر نیست زانکه در بحر جای اخگر نیست

💡 نزد بی ادب بوسه بر خاک راهش پرید از چه بر چرخ اخضر شکوفه؟!

💡 حبذا قصری که ایوانش ز کیوان برتر است قبه والای او بالای چرخ اخضر است

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز