پیرایه سنج

لغت نامه دهخدا

پیرایه سنج. [ را ی َ / ی ِ س َ ] ( نف مرکب ) که پیرایه سنجد. که زیور و زیب سنجد:
بآیین آن مهد پیرایه سنج
فرستاد چندین شتر بار گنج.نظامی.جهاندار کان دید بگشاد گنج
بخروارها گشت پیرایه سنج.نظامی.جوانمردی باغ پیرایه سنج
شود مفلس از کیمیایی گنج.نظامی.

فرهنگ عمید

کسی که زیب و زیور را بسنجد، آن که پیرایه می سنجد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه پیرایه سنجدکسی که زیب و زیور سنجد: به آیین آن مهد پیرایه سنج فرستاد چندین شتر بار گنج. ( نظامی )

جمله سازی با پیرایه سنج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به پایین آن مهد پیرایه سنج فرستاد چندین شتر بار گنج

💡 جوان‌مردی باغ پیرایه سنج شود مفلس از کیمیاهای گنج

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز