پر مهره

لغت نامه دهخدا

پرمهره. [ پ َ م ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) گلوله ای از پر و جز آن که مرغان شکاری از معده برمی آورند. گروهه ای باشد از پر و غیره که جانوران شکاری مثل شاهین و باز و امثال آنها از معده برمی آورند و آنرا بترکی اوخشی میگویند. ( تتمه برهان ).
- پرمهره کردن؛ خوردن جوارح طیور پر را برای اصلاح و تنقیه معده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) گلوله ای از پر و جز آن که مرغان شکاری از معده بر میاورند و آنرا بترکی اوخشی گویند.

جمله سازی با پر مهره

💡 مسابقات این فصل جام باشگاه‌های تهران در بهار و تابستان سال ۱۳۴۶ برگزار شد و تاج در اولین فصل بدون حضور بازیکن افسانه‌ای خود، بیوک جدیکار، در مسابقات شرکت کرد و البته تیم نه چندان پر مهره تاج به مقامی بهتر از عنوان چهارمی دست نیافت. همچنین در بهار این سال علی دانایی‌فرد سرمربی تاج که حدود ۱۳ سال این سمت را در اختیار داشت، از پست خود کنار رفت و محمود بیاتی، بازیکن سابق تاج، جانشینش شد.

💡 این رقابت ها که در تابستان و پاییز سال ۱۳۴۴ برگزار شد با قهرمانی تیم شاهین و مقام دومی تیم دارایی به پایان رسید اما تیم پر مهره تاج با کسب نتایج پر نوسان به مقامی بهتر از ششمی دست نیافت.

💡 رشته جان ز استخوان سبحه پر مهره گشت بس که ز سنگ جفاش این تن لاغر شکست

💡 تیم فوتبال شهرداری اردبیل در اولین روزهای تأسیس خود در دیدار رفت جام حذفی مصاف استقلال تهران پر مهره و پر ستاره رفت این دیدار در تاریخ ۲۳ آذر ۱۳۷۷ در تهران برگزار شد که تیم شهرداری اردبیل در پایان این مسابقه با نتجیه ۸ بر یک مغلوب حریف خود شد ولی در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۷۷ در اردبیل مقابل این تیم به تساوی صفر صفر رسید.