لغت نامه دهخدا
گرم بازار. [ گ َ ] ( اِ مرکب ) بازار گرم، بارواج، پررونق، پرمشتری:
نهانی شده سوی پیکار کک
که بر هم زند گرم بازار کک.فردوسی.رجوع به گرم شود.
گرم بازار. [ گ َ ] ( اِ مرکب ) بازار گرم، بارواج، پررونق، پرمشتری:
نهانی شده سوی پیکار کک
که بر هم زند گرم بازار کک.فردوسی.رجوع به گرم شود.
( اسم ) ۱ - بازار گرم و با رواج. ۲ - رونق رواج: نهانی شده سوی پیکار کک که بر هم زند گرم بازار کک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به گلخن ز مردم برآمد خروش که شد گرم بازار آتش فروش
💡 رونق حسن بهاریست دگر کتانرا گرم بازار زشمسی شده تابستانرا
💡 که این جام بر روی دلدار خویش کزو هم بود گرم بازار خویش
💡 افسرده چون شوم ز تو، کز یک نگاه گرم بازار آرزوی مرا تیز میکنی
💡 بودراضیاز صنعت و کار خویش زگیتی، وزان گرم بازار خویش
💡 ز مهرش روز روشن گرم بازار شب از ستّاری او پرده بردار