لغت نامه دهخدا
گرشمه. [ گ ِ رِ م َ / م ِ ] ( ص ) غنج و ناز و دلال باشد.( صحاح الفرس ). لغتی در کرشمه. رجوع به کرشمه شود.
گرشمه. [ گ ِ رِ م َ / م ِ ] ( ص ) غنج و ناز و دلال باشد.( صحاح الفرس ). لغتی در کرشمه. رجوع به کرشمه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در حوصله دفتر افلاک نگنجد گرشمه ای از ماه تمام تو نویسند