کندوک

لغت نامه دهخدا

کندوک. [ ک ُ ] ( اِ ) ظرفی باشد از گل مانند خم بزرگی که غله در آن کنند. و معرب آن کندوج است. ( برهان ) ( آنندراج ). آوند گلین فراخ که در آن غله ریخته نگه دارند. ( ناظم الاطباء ). کندو. ( جهانگیری ):
ببیند سال قحط سخت درویش توانگر را
هم از گندم تهی کندوک و هم خالی ز نان کرسان.حکیم نزاری ( از جهانگیری ).

فرهنگ عمید

= کندو

دانشنامه عمومی

کندوک (شهرستان قره کولجه). کندوک ( به لاتین: Köndük ) یک روستا در قرقیزستان است که در شهرستان قره کولجه واقع شده است. کندوک ۱٬۱۳۷ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با کندوک

💡 تپه ته کندوک کلاته سلیمان مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان تا است و در شهرستان سربیشه، روستای کلاته سلیمان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۹ اسفند ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۷۹۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.