چرم فروشی

لغت نامه دهخدا

چرم فروشی. [ چ َ ف ُ ] ( حامص مرکب ) عمل فروختن چرم. فروختن چرم. کار و پیشه چرم فروش. رجوع به چرم فروش شود. || ( اِ مرکب ) محل فروش چرم.

فرهنگ فارسی

عمل فروختن چرم. کار و پیشه چرم فروش.

جمله سازی با چرم فروشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گرانت در جنگ مکزیک تحت فرماندهی ژنرال زاکاری تایلور جنگید. وقتی جنگ داخلی آغاز شد، گرانت در مغازه چرم فروشی پدرش در گالنای ایلینوی کار می‌کرد، او به خدمت احضار شد و فرماندهی یک هنگ از داوطلبان متمرد رابه او سپردند. گرانت هنگ را منظم کرد و به درجه سرتیپ نیروهای داوطلب ارتقا یافت.

💡 در بازار قدیمی شهر، مغازه‌های چرم فروشی با محصولات متنوع خود از جمله کیف، کفش و کاپشن، همواره مورد توجه گردشگران و بومیان بوده است.

💡 او تصمیم گرفت برای کسب درآمد بیشتر، یک فروشگاه تخصصی در زمینه چرم فروشی و لوازم جانبی ساخته شده از چرم طبیعی را افتتاح کند.

💡 کیفیت محصولات در آن چرم فروشی مشهور به گونه‌ای است که مشتریان از صنایع دستی باکیفیت آن بسیار رضایت دارند و دوباره مراجعه می‌کنند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران