چرخ کمان

لغت نامه دهخدا

چرخ کمان. [ چ َ خ ِ ک َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حلقه کمان. ( غیاث ). دور کمان:
کباده ز چرخ کمان ساختی
بهر گشتنی تیری انداختی.نظامی.
چرخ کمان. [ چ َ ک َ ] ( اِ مرکب ) نوعی از کمان سخت. ( آنندراج ). کمان زوردار. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

حلقه کمان ٠ دور کمان

جمله سازی با چرخ کمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ولیک غافل کش صفدران ز چرخ کمان بچشم چرخ نشانند تیر تا سوفار

💡 در هر غرض که هست همه کارهای تو چرخ کمان صفت همه چون تیر می کند

💡 حلقهٔ کمند گشت زه پیرهنت چون کرد بر تو چرخ کمان را به زه

💡 از چرخ کمان پیکر با وهم تسلی شو کم نیست از این خانه یک حلقهٔ در خندد

💡 پیرهن در نهدم چرخ کمان شکل چو تیر تیر چون یوسفی ئی گشت ز درس فطنم

💡 ای چرخ کمان پشت به خدمت کاری خم ساخته پشت چون کمان پیش تو باد

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز