چرخ پیمای

لغت نامه دهخدا

چرخ پیمای. [ چ َپ َ / پ ِ ] ( نف مرکب ) عرش پیمای. فلک پیمای. آنکه بر مدار فلک سیر کند، همچون ستارگان و کرات:
همین تار و روشن شتابندگان
همین چرخ پیمای تابندگان.اسدی.|| آنکه بسوی آسمانها و افلاک اوج گیرد و پرواز کند. رجوع به چرخ پیمایی شود.

فرهنگ فارسی

عرش پیمای ٠ فلک پیمای

جمله سازی با چرخ پیمای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فتاده ه ر لوند چرخ پیمای چو رخش آسمان بی دست و بی پای

💡 همین تار و روشن شتابندگان همین چرخ پیمای تابندگان

💡 مملکت ثابت ز عزم چرخ پیمای تو گشت فتنه خفته از نسیم عدل بیدار تو باد

ابجد یعنی چه؟
ابجد یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز