چرخ سپر

لغت نامه دهخدا

چرخ سپر. [ چ َ س ِ پ َ ] ( نف مرکب ) چرخ سپرنده. چرخ گذار. چرخ نورد. چرخ رو:
ماه من چرخ سپر بود روا کی دارید
که بدست زمی ماه سپر بازدهید.خاقانی.

فرهنگ فارسی

چرخ سپرنده ٠ چرخ گذار

جمله سازی با چرخ سپر

💡 حفظ الهی سپر شاه باد چرخ سپر دار و هوا خواه باد

💡 همت چرخ سپر دارد و خورشید اثر خامه مشک فشان دارد و کافور نگار

💡 کنون که چرخ سپر دار بازوی تو بدید ز ره فرو فکند تا ابد کمان خجند

💡 ماه من چرخ سپر بود روا کی دارید که بدست زمی ماه سپر باز دهید