چرخ تیز

مترادف‌ها

چرخش تند

متضادها

چرخ کند

لغت نامه دهخدا

چرخ تیز. [ چ َ خ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) در اصطلاح ورزشکاران، چرخ زدن با یک پای تمام و نوک پای دیگر اما زیاد چرخ زدن. ( فرهنگ نظام ).

فرهنگ فارسی

در اصطلاح ورزشکاران چرخ زدن با یک پای تمام و نوک پای دیگر اما زیاد چرخ زدن ٠

جمله سازی با چرخ تیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سخت کندم کرد چرخ تیز گرد چون توان با سرکشی آویز کرد

💡 زانکه این چرخ تیز گرد کبود هرکه را تیغ کند خود بنمود

💡 برخیز که تیغ چرخ تیز است با ما و تو بر سر ستیز است

💡 تا چرخ تیز دور ز دوران نیارمد باید که از دعای شهنشه نیارمی

💡 شرف چرخ تیز گرد او بود در حدیث و حدید مرد او بود

💡 تا از فلک بتابد اجرام مستنیر تا چرخ تیز گرد کند بر مدر مدار

💡 در آن زمان، استفاده از چرخ تیز در فرآیند تولید پارچه باعث شد که سرعت کار به شدت افزایش یافته و هزینه‌های تولید نیز کاهش یابد.

💡 وقتی ماشین‌آلات کارخانه با آن چرخ تیز و سرعت بالا شروع به کار کردند، صدای عظیمی در کل فضای سالن تولید پیچید و همه را متعجب کرد.

💡 مهندسان مکانیک باید دقت کنند که چرخ تیز و در حال چرخش دستگاه‌ها، تحت هیچ شرایطی نباید توسط افراد غیرمتخصص یا بدون حفاظ لمس شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران