لغت نامه دهخدا
پیروزه سلب. [ زَ / زِ س َ ل َ ] ( ص مرکب ) دارای پوششی برنگ فیروزه:
تا عرض دهد لشکر پیروزه سلب را
بر پشته و بالای زمین راجل و راکب.سوزنی.
پیروزه سلب. [ زَ / زِ س َ ل َ ] ( ص مرکب ) دارای پوششی برنگ فیروزه:
تا عرض دهد لشکر پیروزه سلب را
بر پشته و بالای زمین راجل و راکب.سوزنی.
دارای جوشن یا جامۀ پیروزه رنگ.
( صفت ) دارای پوشش ( جنگی ) برنگ پیروزه: تاعرض دهد لشکر پیروزه سلب را بر پشته و بالای زمین راجل و راکب... ( سوزنی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا عرض دهد لشکر پیروزه سلب را بر پشته و صحرای زمین را جل و راکب
💡 گوئی حمل از گنبد پیروزه سلب نیست جز مرکب پیروزی سلطان کواکب