پلژی
مترادفها
سرقت ادبی
لغت نامه دهخدا
پلژی. [ پ ُ ] ( اِ ) پلچی. ( محمودبن عمر ربنجنی ).
فرهنگ عمید
= پلچی
جمله سازی با پلژی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فلج کامل یا پارالیز یا پلژی نوعی از فلج است که در این حالت، انسان کنترل ارادی عضلات خود را از دست میدهد.