پرچ کردن

لغت نامه دهخدا

پرچ کردن. [ پ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پرچیدن.پهن کردن سر میخی که در جای کوفته باشند تا برآوردن نتوانند یا برگرداندن نوک میخی که به جای کوفته باشند استحکام را. رجوع به پرچین کردن ذیل پرچین شود.

فرهنگ معین

(پَ. کَ دَ ) فرو کردن میخ در چیزی و پهن کردن سر یا ته آن بوسیلة ضربات چکش به منظور محکم کردن آن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) فرو بردن میخ در چیزی و سر آنرا با چکش و مانند آن کوبیدن و پهن کردن محکم کردن چیزی در چیزی مانند میخی که در تخته زنند و دنبال. آنرا از جانب دیگر خم دهند و محکم کنند.

جمله سازی با پرچ کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تایتانیک ۲ با ۸۴۰ اتاق و ۹ عرشه و یک نمایشگاه از تصاویر شهر کوئینزلند در استرالیا به عنوان محل تولد سرمایه‌گذار کشتی ساخته شده‌است. تنها تغییرات کشتی جدید با کشتی اصلی فناوری‌هایی است که در آن مورد استفاده است که در آن میان می‌توان به جوشکاری به جای پرچ کردن میخ، سینهٔ برآمده‌تر کشتی برای استفادهٔ مفیدتر از سوخت، ژنراتور دیزلی و سکان بزرگ‌تر برای افزایش قابلیت مانور اشاره کرد.

💡 راننده با مهارت بسیار زیادی توانست خودروی بزرگ خود را در آن فضای بسیار محدود و تنگ کنار خیابان به درستی پرچ کند و از ترافیک جلوگیری کند.

💡 کارگر ساختمانی برای اینکه بتواند ستون‌ها را محکم نگه دارد، تصمیم گرفت ابتدا آن‌ها را با میلگرد به زمین پرچ کند تا در حین کار حرکت نکنند.

💡 در بازی‌های ویدئویی جدید، بازیکنان می‌توانند با استفاده از ابزارهای مختلف، استحکامات دفاعی خود را در نقاط استراتژیک نقشه به خوبی پرچ کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران