پر دهان
مترادفها
پرگو، وراج، پرحرف
متضادها
کمگو، ساکت
لغت نامه دهخدا
پردهان. [ پ ُ دَ ] ( ق مرکب ) ترجمه جمله عربی بملأفیه است:
زان پشت روزگار قوی گشت و این سخن
در روی روزگار بگویم به پر دهان.اثیر اخسیکتی ( دیوان ص 259 ).هی الدنیا تقول بملأفیه
حذار حذار من فتکی و بطشی ٔ.
( جهانگیری این کلمه را پروهان و با واو خوانده و از آن لغتی بمعنی آشکار ساخته است ).
فرهنگ فارسی
با هم. دهان و زبان بملئ فیه: ( زوپشت روزگار قوی گشت و این سخن در روی روزگار بگویم پر دهان. ) (اثیر اخسیکتی )
جمله سازی با پر دهان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از سنان و تیر او شد در مصاف کارزار پر دهان و چشم پشت کافر و روی سپر