پرغریو

لغت نامه دهخدا

پرغریو. [ پ ُ غ َ ] ( ص مرکب ) پرغوغا. پرشور:
چو آگه شد از رستم و کار دیو
پر از خون شدش چشم و دل پرغریو.فردوسی.

فرهنگ عمید

پرخروش، پرشور، پرغوغا.

جمله سازی با پرغریو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به پاسخ چنین گفت آن پرغریو مرا نام باشد پلنکال دیو

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز