نزاریان

لغت نامه دهخدا

نزاریان. [ ن ِ ] ( اِخ ) پیروان نزار. نزاریه. رجوع به نزاریه شود.

دانشنامه اسلامی

[ویکی شیعه] نَزاریان پیروان شاخه ای از فرقه اسماعیلیه اند که در سال ۴۸۸ قمری در پی اختلاف مستعلی و نزار بر سر جانشینی پدرشان مستنصر (۴۲۷-۴۸۸) خلیفه فاطمی، امامت را حق نزار دانستند و به همین دلیل به نزاریان مشهور شدند. نخستین رهبر این فرقه حسن صباح بود که در ایران داعی و مبلغ بزرگ اسماعیلیان بود و بعد از طرفداری از حق خلافت نزار، ارتباط خود را با خلافت فاطمیان مصر قطع کرد. نزاریان، حسن صباح و جانشینان او را نماینده امامان نزاری می دانستند که بنابر عقیده آنان در حالت ستر و به شکل پنهانی زندگی می کردند. نزاریان بعدها مدعی شدند که یکی از فرزندان نزار که امامت در نسل او ادامه یافته به الموت سفر کرده است و نسل جانشینیان حسن صباح به او می رسد.
با اینکه طرفداران نزار در خود مصر نیز تا مدتی باقی مانند اما مرکز مذهب نزاری به ایران و قلعه الموت واقع در استان قزوین امروزی انتقال یافت. این قلعه محل زندگی حسن صباح و جانشینانش بود. بعد از مدتی نزاریان در شام نیز پایگاه هایی به دست آورده و به قدرت مهمی در این منطقه تبدیل شدند. عمده فعالیت نزاریان در دوران سلجوقیان بود و بین این حکومت با نزاریان که در مناطق مختلف ایران سر به شورش برداشته و قلعه های نظامی را به تصرف خود در می آوردند جنگ و نزاعی دائم برقرار بود. با وجود مبارزه سرسختانه سلجوقیان با نزاریان، آنان قدرت پراکنده خود را حفظ کردند و بعدها با یورش مغول به ایران و به دست هلاکوخان از میان رفتند.

جمله سازی با نزاریان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انجمن اسماعیلی، مؤسسه تحقیقاتی که در ۱۶ فوریه ۱۹۴۶ در بمبئی هند زیر حمایت آقاخان سوم، سلطان محمدشاه (۱۲۹۴–۱۳۷۶ قمری)، چهل و هشتمین نزاریان اسماعیلی بنیانگذاری شد. بنابر منشور منتشر شده، هدف اصلی این انجمن، «ارتقای مطالعات مستقل و انتقادی در تمامی مواردهای مرتبط با اسماعیلیان» با اظهار اتخاذ سیاست دوری‌گزینی از تمامی اهداف تبلیغاتی سیاسی-مذهبی است.

💡 کیا بزرگ امید با سلطان محمود بسیار درگیری داشت و پس از مرگ سلطان در ۵۲۵ هجری، با استفاده از خلع قدرت، دست به گسترش قلمرو اسماعیلیان به سوی شمال زد و با باوندیان و علویان درگیر شد. او در رویارویی با ابوهاشم علوی گرگانی ـ که در بخشی از دیلم مدعی امامت زیدیه بود و تا خراسان نیز پیروانی داشت ـ پیروز شد و ابوهاشم اسیر شد. ابوهاشم را به الموت بردند و در آنجا به فرمان بزرگ امید، دربارة اصول عقاید اسماعیلیه و زیدیه با او به مباحثات طولانی پرداختند. بنابر روایت وقایع‌نگار نزاری دورة بزرگ امید، ابوهاشم از مواضع ضد اسماعیلیش توبه کرد اما نزاریان سرانجام او را کشتند.