لغت نامه دهخدا
چاو چاوان. ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال چاویدن. ناله کنان. بانگ زنان. بانگ کنان ببانگی که مرغ جوجه دار کند خواندن جوجه های خود را. تیز تیز ناله کنان و بانگ زنان چون مرغی که دنبال جوجه گم گشته گردد:
مرغ دیدی که بچه زو ببرند
چاوچاوان درست چونان است.
|| تیزتیز ناله و بانگ کنان از درد عشق. || معوج و غیر مستقیم و منحرف. || گمراه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به چاوچاو شود.