چاو چاوان

لغت نامه دهخدا

چاو چاوان. ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال چاویدن. ناله کنان. بانگ زنان. بانگ کنان ببانگی که مرغ جوجه دار کند خواندن جوجه های خود را. تیز تیز ناله کنان و بانگ زنان چون مرغی که دنبال جوجه گم گشته گردد:
مرغ دیدی که بچه زو ببرند
چاوچاوان درست چونان است.
|| تیزتیز ناله و بانگ کنان از درد عشق. || معوج و غیر مستقیم و منحرف. || گمراه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به چاوچاو شود.

فرهنگ عمید

= چاو۲: مرغ دیدی که بچه زو ببرند / چاوچاوان درست چونان است (رودکی: ۴۹۴ ).

فرهنگ فارسی

در حال چاویدن. ناله کنان. بانگ زنان بانگ کنان ببانگی که مرغ جوجه دار کند خواندن جوجه های خود را.

جمله سازی با چاو چاوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرغ دیدی که بچه زو ببرند؟ چاو چاوان درست چونانست

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز