پاک طبع
مترادفها
پاکنهاد، شریف
متضادها
ناپاک، پلید، پست
لغت نامه دهخدا
پاک طبع. [ طَ ] ( ص مرکب ) پاک سرشت. پاک نهاد:
خواجه سیّد ستوده هنر
خواجه پاک طبع پاکنژاد.فرخی.ای نیکنام ای نیکخوی ای نیکدل ای نیکروی
ای پاک اصل ای پاکرای ای پاک طبع ای پاکدین.فرخی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) پاک سرشت پاک نهاد.
جمله سازی با پاک طبع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نظر پاک بود شیفته دامن پاک طبع بلبل به گل چیده نگیرد آرام
💡 خواجه سید ستوده هنر خواجه پاک طبع پاک نژاد
💡 ای نبیرهٔ قاضی با محمدت محمود، آنک بود چون تو پاک طبع و پاک دین و پارسا
💡 پیشرو جان پاک طبع چو جوزای اوست گرچه ز پس میرود طالع سرطان او