وارونه بخت
مترادفها
بدبیاری، بدشانسی، بدبختی
متضادها
خوشبخت، خوشاقبال
لغت نامه دهخدا
وارونه بخت. [ ن َ / ن ِ ب َ ] ( ص مرکب ) بدبخت. بخت برگشته. رجوع به وارون بخت شود.
فرهنگ فارسی
(صفت ) بخت برگشته بدبخت: (( چه کند زورمند وراون بخت بازوی بخت به که بازوی سخت ) ). ( سعدی )
بدبخت بخت بر گشته
جمله سازی با وارونه بخت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو در خواب شد دیو وارونه بخت یکی نعره زد سنگ شد لخت لخت
💡 او که همیشه تلاش میکرد، به دلیل برخورد با وارونه بخت و اتفاقات غیرمنتظره، نتوانست به اهداف بزرگ و رویایی خود دست یابد.
💡 گاهی اوقات با وجود تمام آمادگیها، وارونه بخت باعث میشود که انسان در لحظات حساس و حیاتی زندگی با شکست مواجه شود.
💡 او از ناکامیهای پی در پی در زندگی شخصی خود خسته شده بود و فکر میکرد که واقعاً وارونه بخت گرفته است.