نادر خور

لغت نامه دهخدا

نادرخور. [ دَ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) ناسزاوار. ناشایست. که درخور و سزاوار نیست: از بهر پایندگی این در نفس ها و دوری آن از محال ها و نادرخورها. ( کشف المحجوب سجستانی ). || ناپسند. نامطبوع:
ور نباشد تشنه او را سلسبیل
گرچه سرد و خوش بود نادرخور است.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

ناسزاوار ناشایست که در خور و سزاوار نیست.

جمله سازی با نادر خور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ور نباشد تشنه او را سلسبیل گرچه سرد و خوش بود نادر خور است

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
ربع الخالی یعنی چه؟
ربع الخالی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز