ماه خد

لغت نامه دهخدا

ماه خد. [ خ َدد ] ( ص مرکب ) ماه چهر. ماه چهره. ماهرو. ماهرخ. ماه رخسار. ماه طلعت. ماه سیما. ماه منظر: جوانی دید سروقد، ماه خد، گلعذار، آفتاب رخسار. ( سندبادنامه ص 104 ).

فرهنگ فارسی

ماه چهر ماهرو

جمله سازی با ماه خد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گذر ز ناز و ملولی که ناز آن تو نیست که آن وظیفه آن یار ماه خد باشد

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز