مت. [ م َ ] ( اِ ) دوشاب و شیره انگور و یا خرما. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتنگاس ).
مت. [ م َت ت ] ( ع مص ) دراز کشیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کشیدن چیزی را. ( از اقرب الموارد ). || کشیدن آب بی چرخ چاه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || نزدیکی جستن با کسی برای سببی. ( زوزنی ). نزدیکی جستن. ( دهار ). پیوند خویشی جستن. ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
مت. [ م ُ ] ( ضمیر ) به لهجه شیرازی من ترا. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
که همچون مت ببوتن دل و ای ره
غریق العشق فی بحرالوداد.حافظ ( یادداشت ایضاً ).
به عصا زدن
{FTE} [مدیریت سلامت] ← معادل تمام وقت
مت ( به لاتین: Mat ) یک شهرستان در آلبانی است که در شهرستان دیبر واقع شده است.
[ویکی الکتاب] معنی مِتُّ: مرده بودم
معنی مَّنسِیّاً: مورد فراموشی واقع شده ازروی بی اعتنایی (کلمه نسی - به فتحه و به کسره نون - بر وزن وتر و وتر، به معنای هر چیز حقیر و ناچیزی است که باید فراموش شود، و معنای عبارت "یَا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هَـٰذَا وَکُنتُ نَسْیاً مَّنسِیّاً "یعنی: ای کاش قبل از این...
ریشه کلمه:
موت (۱۶۵ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روکو در تعدادی از سریالهای تلویزیونی هم بازی کرد از جمله «تدی زی» که برایش یک جایزه امی گرفت و این اواخر در سریال اپیزودها نقش پدر مت لوبلانک را بازی کرد.
💡 از بازیگران آن میتوان به پریسیلا دین، مت مور، و والاس بیری اشاره کرد.
💡 برای دیسک جهانی «آبی»، شنایا و شوهر تهیهکنندهاش مت لانگه، از تهیهکنندگان بریتانیایی-آسیایی، دایموند دوگال و سیمون دوگال برای تهیهکنندگی این نسخه از آلبوم کمک گرفتند.
💡 کم جام غصه ای که ز لعلت نمی خورم قد مت کم تجر عنی هذه الفصص
💡 این قلعه در ابعاد ۶۰ متر در ۸۵ مت و مساحتی بیش از ۵۰۰۰متر مربع در جنوب غربی برج معاذ واقع شدهاست.