چارپهلو

لغت نامه دهخدا

چارپهلو. [ پ َ ] ( اِ مرکب ) نوعی از زنجیر نفیس. ( آنندراج ). || قسمی از زنجیر گرانبها. ( ناظم الاطباء ). || ( ص مرکب ) هر چیز که دارای چهار دم و چهار لبه باشد. ( ناظم الاطباء ):
به میدان درآمد چو عفریت مست
یکی حربه چارپهلو بدست.نظامی.|| کنایه از تنومند و فربه. ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

۱. شکم بزرگ و پر.
۲. [مجاز] تنومند، فربه: زود در گل مینشیند کشتی سنگین رکاب / چارپهلو می کنی تن را ز آب و نان چرا (صائب: ۲۱ ).
۳. (ریاضی ) چهارضلعی.
۴. (صفت ) ویژگی چیزی که دارای چهار پهلو باشد.
* چارپهلو شدن: (مصدر لازم ) [قدیمی، مجاز] چاق شدن.
* چارپهلو کردن: (مصدر متعدی ) [قدیمی، مجاز] چاق کردن.

فرهنگ فارسی

نوعی از زنجیر. یا قسمی از زنجیر گرانبها. یا هر چیز که دارای چهاردم و چهار لبه باشد. یا کنایه از تنومند و فربه.

جمله سازی با چارپهلو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زود در گِل می‌نشیند کشتیِ سنگین رکاب چارپهلو می‌کنی تن را، ز آب و نان چرا

💡 از خوان بخشش تو جهان چارپهلو است باقی ز تنگ حوصلگی می کند زله

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز