والهی

لغت نامه دهخدا

والهی. [ ل ِ ] ( اِخ ) احمد اسکوبی، متوفی 1008 هَ. ق. او را دیوانی است ترکی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

احمد اسکوبی متوفی ۱٠٠۸ هجری قمری او را دیوانی است ترکی

جمله سازی با والهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 الهی! فریاد از یاد مداره و دیدار بهنگام ٭ و آشنائی بنشان و دوستی بی‌پیغام. و از یاد پیش از محبت والهی آمیختن دریاد.

💡 در جمال نوربخش او اسیری والهی بیخود از خود گشته وز قید جهان آزاده بود

💡 حقایق‌های کونی والهی کند جمعیت اندر وی کماهی

💡 در پرتو جمال رخ نوربخش تو شیدا و والهی چو اسیری بجان کجاست

💡 معروف را بخواب دیدم در زیر عرش ایستاده چشم فراخ و پهن باز کرده چون والهی مدهوش و از حق تعالی ندا می‌رسید به فرشتگان که این کیست؟

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز