لغت نامه دهخدا
نقمات. [ ن َ ق ِ ] ( ع اِ ) ج ِ نقمة. رجوع به نقمة شود.
نقمات. [ ن َ ق ِ ] ( ع اِ ) ج ِ نقمة. رجوع به نقمة شود.
= نقمت
(اسم ) جمع نقمت ( نقمه ) کینه کشی ها انتقام جوییها: به نغمات خسروانی از نقمات خسروانه متغافل شده...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وسیعالرحمه است از بهر اخیار نماید گرچه آن نقمات و آزار