مالشگر

لغت نامه دهخدا

مالشگر. [ ل ِ گ َ ] ( ص مرکب ) دلاک و مشتمالچی. ( ناظم الاطباء ). مشت و مال دهنده. ( گنجینه گنجوی ). آنکه برای رفع خستگی و جز آن بدن اشخاص را مالش دهد:
بتی کان همه مالش و تاب یافت
به مالشگر آسایش و خواب یافت.نظامی ( از گنجینه گنجوی ).|| کیسه کش و آنکه در حمام بدن را کیسه می کشد و پاک می کند. ( ناظم الاطباء ). || آنکه با زنان ملاعبه کند. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به مالشگری شود.

فرهنگ عمید

دلاک، مشت ومالچی.

جمله سازی با مالشگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تنی کانهمه مالش و تاب یافت به مالشگر آسایش و خواب یافت

فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز