پاک طینت
مترادفها
پاک، پاکدامن، شریف، نجیب، پاکمنش
متضادها
ناپاک، پلید، خبیث، ناپاکنهاد، فاسد
لغت نامه دهخدا
پاک طینت. [ ن َ ] ( ص مرکب ) پاک سرشت. پاک نهاد. پاک فطرت.
فرهنگ عمید
پاک سرشت، پاک نهاد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) پاک سرشت.
پاکسرشت پاکنهاد
جمله سازی با پاک طینت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حجت حق را به روی نزدبانی جای داد شیعیان پاک طینت جمع گشتند از وداد
💡 سزای مسند است آن پاک طینت که باشد فضلش افزون از رعیت
💡 نی من بخاک غم کن چوکشی زسنگ جورم که سروش پاک طینت زغمت سرشت ما را
💡 یکی بنده پاک طینت خرید که چون وی جهان بین گردون ندید
💡 ز نبض مستقیم او بود شیرازه عالم را جهان را مستقیم از صحت آن پاک طینت کن
💡 مستان پاک طینت میخانهٔ الست گیرند باده های مروّق زتاک ما