لغت نامه دهخدا
ناترسکار. [ ت َ ] ( ص مرکب ) ناپرهیزگار. مقابل ترسکار:
ز دستان زن هر که ناترسکار
روان با خرد نیستش سازگار.( گرشاسب نامه ).
ناترسکار. [ ت َ ] ( ص مرکب ) ناپرهیزگار. مقابل ترسکار:
ز دستان زن هر که ناترسکار
روان با خرد نیستش سازگار.( گرشاسب نامه ).
( صفت ) ناپرهیزکار ناپارسا: زدستان زن هردوناترس کار روان باخردنیستش سازگار. ( گرشا. ) مقابل ترس کار.
💡 ز دستان زن هر که ناترس کار روان با خرد نیستش سازگار