پاکنویس
مترادفها
پیشنویس، طرح اولیه، نسخه اولیه
متضادها
نسخه نهایی
لغت نامه دهخدا
پاکنویس. [ ن ِ ] ( اِ مرکب ) مبیضه. تخریج. مقابل پیش نویس و مُسوَده.
فرهنگ معین
(نِ ) (اِ. ) آن چه از روی پیش نویس یا چرکنویس به صورت پاکیزه و خوانا نوشته می شود.
فرهنگ عمید
نامه و مطلبی که از روی پیش نویش به صورت پاکیزه و خوانا نوشته شود.
فرهنگ فارسی
نامه ومطلبی که ا روی پیش نویس نوشته شود
( اسم ) آنچه را که از روی نوشت. نخستین پس از تصحیح آن مجددا بنویسند مبیضه مقابل چرکنویس پیش نویس مسوده.
مبیصه تخریج
ویکی واژه
آن چه از روی پیش نویس یا چرکنویس به صورت پاکیزه و خوانا نوشته میشود.
جمله سازی با پاکنویس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۷ - سلم الوصول الی طبقات الفحول، کتابی است بزبان عربی، در ترجمهٔ احوال بزرگان. جلد اول این کتاب در سال ۱۰۶۱ و ۱۰۶۲ پاکنویس شدهاست.