لغت نامه دهخدا
خون دماغ. [ ن ِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خون بینی. خونی که از بینی آید.
خون دماغ. [ دَ ] ( اِ مرکب ) رعاف. ( یادداشت مؤلف ).
- خون دماغ شدن؛ خون از بینی جاری شدن. به رعاف مبتلی شدن.
خون دماغ. [ ن ِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خون بینی. خونی که از بینی آید.
خون دماغ. [ دَ ] ( اِ مرکب ) رعاف. ( یادداشت مؤلف ).
- خون دماغ شدن؛ خون از بینی جاری شدن. به رعاف مبتلی شدن.
( اسم ) خونی که از بینی ریزد رعاف.
خون دماغ یا خونریزی بینی به معنی جاری شدن خون از سوراخ بینی است که به عربی به آن رُعاف گفته می شود. محل خون ریزی اغلب شبکه عروقی کسلباخ در قسمت قدامی دیواره میانی بینی است که به دلیل شکنندگی عروق با ترومای خفیف خون ریزی ایجاد می شود. اگر محل خون ریزی عروق قسمت خلفی دیواره بینی باشد ( مانند فشارخون بالا ) توقف خون ریزی دشوارتر خواهد بود.
درمان معمولاً با کمپرس سرد، فشار موضعی یا سوزاندن موضعی؛ تامپون قدامی یا خلفی بینی ( توسط پزشک ) می باشد. بررسی اختلالات خونی یا کنترل فشار خون اغلب ضروری است.
هرچند اغلب علت خون دماغ نامشخص است اما عموماً می توان علت خون دماغ را به دو دسته تقسیم کرد: علل داخلی و علل سیستمیک
• تروما ( مانند ضربه مشت که معمولاً با شکستگی بینی همراه است )
• جسم خارجی ( مانند فروکردن انگشت در بینی )
• واکنش ناشی از التهاب
• ناهنجاری های آناتومیک
• داروهای افشانه ای ( مانند کوکائین )
• تومورهای بینی
• پایین بودن رطوبت نسبی هوای تنفسی مخصوصاً در فصل سرد
• استفاده از کانولای بینی
• افشانه بینی ( به خصوص استفاده نامناسب و طولانی مدت از داروهای استروئیدی )
• تغییرات فشار هوا در هنگام پرواز یا غواصی
• مصرف مکمل پروتئین وی آلوده به آرسنیک
• جراحی بینی
• بیماری های عفونی مانند سرما خوردگی
• فشار خون بالا
• داروها مانند آسپرین و سایر داروهای رقیق کننده خون
• الکل
• کم خونی
• بیماری های کبدی
• بیماری بافت همبند
• گزیدگی
• نارسایی قلبی
• سرطان خون و لنفوم
• پورپورای ناشناس کاهش پلاکت
• بارداری به علت افزایش فشار خون و تغییرات هورمونی
• بیماری های عروقی
• کمبود ویتامین ث، ویتامین کا و کلسیم
• بیماری فون ویلبراند
• سندرم اوسلر وبر رندو
• فشار ناشی از تومورهای مدیاستن
خون ریزی از بینی به علت جراحت، عفونت، فشار خون بالا یا برخی از بیماری های خونی. خون ریزی معمولاً مختصر است و به راحتی مهار می شود، ولی ممکن است به حدی سریع باشد که حتی زندگی را در معرض خطر قرار دهد. این خطر در کودکان بیشتر است. در اکثر موارد می توان خون دماغ را با فشردن بینی و جلوگرفتن سر متوقف کرد، ولی ممکن است انتقال خون، قراردادن باندهای نواری در بینی، و سوزاندن رگ ها لازم شود.
[ویکی فقه] خون دماغ خون ریزی بینی است. از آن به مناسبت در باب طهارت و صلات سخن گفته اند.
خون ریزی از رگهای مخاط بینی بر اثر عواملی از قبیل فشار خون یا دست کاری محل را خون دماغ گویند.
احکام خون دماغ
وضو گرفتن پس از خون دماغ شدن مستحب است.
کسی که در اثنای نماز دچار خون دماغ شده، در صورت امکان و عدم استلزام عمل باطل کننده نماز، همچون روی گردانی از قبله و سخن گفتن، واجب است تطهیر کند و نماز خود را ادامه دهد؛ هرچند تطهیر مستلزم فعل کثیر (کارهای بسیار) باشد و در صورت عدم امکان، باید برای تطهیر، نماز را قطع کند و پس از تطهیر، آن را دوباره بخواند.
امام جماعتی که در اثنای نماز دچار خون دماغ شده، در صورت عدم امکان اتمام نماز با مأمومین، فردی از مأمومین را به جای خود میگمارد تا نماز را به جماعت تمام کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طحال بزرگ میشود گاهی خون دماغ وجود دارد. بسیاری از بیماران در چند روز اول بیماری سرفه کرده و نشانههای یک برونشیت حاد را دارند. صبحها تب کم بوده و شبها بالا میرود تا اینکه در ظرف ۴ تا ۵ روز تب به ۴۱ درجه میرسد، نبض نسبت به تب کندتر میباشد.
💡 شایعترین عارضه جانبی داروهای ضدانعقاد خوراکی خونریزی میباشد، که ممکن است از نظر شدت از یک خون دماغ خفیف تا خونریزی تهدیدکننده زندگی باشد؛ بنابراین به بیماران باید آموزش داده شود تا هر علامت خونریزی، شامل پیدایش خون در ادرار و خونریزی زیرپوستی را گزارش کنند.
💡 درمان خونریزی زیاد قاعدگی هایپرمنوره و سایر موارد خونریزی مانند خونریزی بعد از کشیدن دندان و خون دماغ (اپیستاکسی).
💡 آنگاه آن مرد با دوانگشتش بينى خود را گرفت و سرش را پائين آورد، با تعجب از جمعيتىكه دورش جمع شده بودند و به آسمان نگاه مى كردند، گفت: چيزى نيست، خون دماغ شدهبودم، سرم را بالا گرفتم تا خونش قطع شود!!
💡 يك هفته گذشت، شب خوابيده بودم مرا بيدار كردند و گفتند برخيز كه ايشان باز مبتلابه خون دماغ شده و آنچه را كه آن شب خواندى بخوان. برخاستم و همان اسم مبارك راتكرار كردم و خون منقطع شد.