پاک گردیدن

لغت نامه دهخدا

پاک گردیدن. [ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) طاهر شدن. || برسیدن. بسررسیدن مدت و اَجَل:
چو میروک را پاک گردد هزار
برآرد پر از گردش روزگار.عنصری.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- پاک شدن طاهر شدن. ۲- بسر رسیدن مدت واجل برسیدن.

جمله سازی با پاک گردیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زنقش آرزو دل پاک گردیدن نمی داند امل هر جا بساطی چید بر چیدن نمی داند

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز