هم وثاق

لغت نامه دهخدا

هم وثاق. [ هََ وُ ] ( ص مرکب ) هم اتاق. هم حجره: دوستی، هم وثاقی ازآن ِ وی که بر او عاشق بودی به آهنگ وی بنزد وی آمد. ( تاریخ بیهقی ).
مهدی امت تویی زآنکه به معنی تورا
عزت دین هم وثاق عصمت حق یار غار.خاقانی.ای معبّر مژده ای فرما که دوشم آفتاب
در شکرخواب صبوحی هم وثاق افتاده بود.حافظ.

فرهنگ عمید

۱. هم اتاق، هم خانه.
۲. [مجاز] رفیق یکدل و یک جهت.

جمله سازی با هم وثاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با چنین ملک و ولایت با چنین خیل و حشم با گدایان هم وثاق و با فقیران همنشین

💡 جمله اینها پیشکاران دلند بزم دل را هم وثاق محفلند

💡 وگر بپرسدت از حال و روزگار دلم بفرصت ار نفسی با تو هم وثاق افتد

💡 کلید دار عنایت وسیله‌ها انگیخت ولیک بخت بدم با تو هم وثاق نکرد

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز