ناگاهان

لغت نامه دهخدا

ناگاهان. ( ق مرکب ) ناگهان. غفلةً. بغتةً. بدیهةً. به ناگاه. دفعةً. یکباره:
بگشادش در با کبر شهنشاهان
گفت بسم اﷲ و اندرشد ناگاهان.منوچهری.به سحرگاهان ناگاهان آواز کلنگ
راست چون غیو کند صفدر بر کردوسی.منوچهری.چند ناگاهان به چاه اندر فتاد
آنکه او مر دیگران راه چاه کند.ناصرخسرو.کشته فرزند گرامی را گر ناگاهان
بیند از بیم خروشید نیارد مادر.انوری.جهان جان کمال الدین سماعیل
شنیدم وی که ناگاهان فروشد.اثیرالدین اومانی ( از آنندراج ). || ( ص مرکب ) ناگهانی. فجائی:
موج دریاست قربت شاهان
خشم ایشان بلای ناگاهان.اوحدی.- به ناگاهان؛ ناگاهان. به ناگاه:
ور زآنکه بغرّدی به ناگاهان
پیرامن او هزبر یا ببری.منوچهری.

فرهنگ عمید

ناگهان، ناگاه، بی وقت، بی خبر، سرزده.

فرهنگ فارسی

۱ - ناگهان دفعه غفله: بسحر گاهان ناگاهان آواز کلنگ راست چون غیو کند صفدر بر کردوسی. ( منوچهری ) یابه ناگاهان.غفله ناگهانی: ورزانکه بغردی بناگاهان پیرامن او هزبر یا ببری... ( منوچهری لغ. ) ۲ - ( صفت ) آنچه که غفله فرارسدناگهانی: موج دریاست قربت شاهان خشم ایشان بلای ناگاهان. ( اوحدی )

جمله سازی با ناگاهان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دی برفتم کز پی فردا مگر کاری کنم چون گدا امروز ناگاهان به در باز آمدم

💡 عدو توبه و صبرم مرا امروز ناگاهان میان راه پیش آمد نوازش کرد چون شاهان

💡 بهار حسن آن مهتر به ما بنمود ناگاهان شقایق‌ها و ریحان‌ها و گل‌های عجب ما را

💡 عجب بختی که رو بنمود ناگاهان هزاران شکر ز معشوق لطیف اوصاف خوب بوالعجب ما را

💡 شکافد نیز آن هامون، نهنگ بحرفرسا را کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون

💡 چنان مردی که باشد خوار و درویش ز ناگاهان یکی گنج آیدش پیش

الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز