لغت نامه دهخدا
( یسرةً ) یسرةً. [ ی َ رَ تَن ْ ] ( ع ق ) طرف دست چپ. گویند: قعد یسرةً؛ یعنی طرف دست چپ نشست. ( ناظم الاطباء ).
( یسرةً ) یسرةً. [ ی َ رَ تَن ْ ] ( ع ق ) طرف دست چپ. گویند: قعد یسرةً؛ یعنی طرف دست چپ نشست. ( ناظم الاطباء ).
طرف دست چپ
[ویکی الکتاب] معنی یَسَّرَهُ: برایش آسان ساخت - برایش میسّر کرد
ریشه کلمه:
ه (۳۵۷۶ بار)یسر (۴۴ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ کثیر الخیر عام المنافع تنال ببرکته الدنیا و الآخرة و الرؤیة و النعیم و قیل کَرِیمٌ ای عزیز لانه کلام اللَّه غیر مخلوق لم یلحقه التکوین و قیل کریم یکرم حافظه و یکرم قارئه، و قیل کریم یکرمه المؤمنون و الملائکة المقرّبون و قیل کریم لانّ یسره یغلب عسره.