در زبان فارسی، ترکیب عطفی «کار و کشت» به معنای کشت و زرع و اشارهگر آبادانی و حاصلخیزی زمین است. این عبارت که از دو واژهٔ «کار» به معنای عمل و فعالیت و «کشت» به معنای زراعت و کاشتن تشکیل شده، در متون کهن فارسی در کنار هم برای بیان مفهوم رونق و شکوفایی زمینهای کشاورزی به کار میرفته است. معادل امروزی این ترکیب را میتوان واژههایی همچون «آبادانی»، «کشتوکار» یا «زراعت» دانست که همگی بر مفهوم بهرهبرداری از زمین و حاصلخیزی آن دلالت دارند.
نمونهٔ کاربردی این ترکیب را میتوان در بیتی از نظامی گنجوی، شاعر بزرگ پارسیگوی قرن ششم، مشاهده کرد. وی در سرودهٔ خود جهان را بدون کار و کشت، به دوزخ مانند میکند و در مقابل، زمینی را که با ابری تازه، طراوت یافته باشد، به بهشت تشبیه مینماید: «جهان دوزخی بود بی کار و کشت / به ابری چنین تازه شد چون بهشت». این بیت بهخوبی نشاندهندهٔ نگرش فرهنگ ایرانی به مقولهٔ کشاورزی است که آن را نه تنها عامل حیات و آبادانی، بلکه مایهٔ زیبایی و طراوت جهان میداند.
در ادبیات فارسی، استفاده از چنین ترکیباتی، بیانگر پیوند عمیق میان زبان، فرهنگ و شیوهٔ معیشت مردم در طول تاریخ است. توجه به این ظرایف زبانی، ما را با جهانبینی نیاکانمان آشنا میسازد و نشان میدهد که چگونه مفاهیم بنیادینی مانند کشاورزی و آبادانی، در قالب واژگان و ترکیبات زیبا، در حافظهٔ تاریخی و ادبی این مرزوبوم ماندگار شدهاند. بازشناسی و بهکارگیری این گنجینههای زبانی، علاوه بر غنیسازی زبان معاصر، پاسداشت فرهنگ و تمدن ایران زمین نیز محسوب میشود.