مال ده

لغت نامه دهخدا

مال ده. [ دِ ه ْ ] ( نف مرکب ) مال دهنده. منعم. معطی. بخشنده:
جان بدهم و دل ندهم کاندر دل من هست
مدح ملکی مال دهی شکرستانی.فرخی.از بهر آنکه مال ده و شادکامه بود
بودند خلق زو به همه وقت شادمان.منوچهری.عطا از خلق چون جویی گر او را مال ده گویی
به سوی عیب چون پویی گر او را غیب دان بینی.سنائی.، مالده. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی از دهستان لفمجان است که در بخش مرکزی شهرستان لاهیجان واقع است و 172 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

مال دهنده بخشنده منعم

جمله سازی با مال ده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر بود مالت زکوة مال ده روزۀ سی روزه ای از خود بنه

💡 ور همی گوید زکات مال ده ریسمانش نیست خالی از گره

💡 پادشهی مال ده که بنده پذیرست تاجوری داد ده‌ که پاک ضمیرست

💡 ملکان مال ستانند و ملک مال ده ست ملکان خواسته افزایند، او خواسته کاه

💡 عطا از خلق چون جویی گر او را مال ده گویی به سوی عیب چون پویی گر او را غیب‌دان بینی

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز